تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه
121
قاعده فراغ وتجاوز (فارسى)
ب ) روايات قاعده فراغ گروه دوّم ، رواياتى است كه ظهور در قاعده فراغ دارد ؛ و از آنها قاعده تجاوز استفاده نمىشود . 1 - اوّلين روايتى كه بر قاعده فراغ دلالت دارد ، اين روايت است : « في الرجل يشكّ بعد ما ينصرف من صلاته ، قال : فقال عليه السلام : « لا يعيد ولا شيء عليه » « 1 » . سؤال در مورد شخصى است كه نمازش تمام شده و در صحّت آن شكّ مىكند ؛ بنابراين ، مورد قاعده فراغ است و حضرت مىفرمايد : نمازش صحيح است و به شكّش اعتنا نكند . 2 - « كلّ ما شككت فيه بعد ما تفرغ من صلاتك فامض ولا تعد » « 2 » . در مورد اين روايت ، در مباحث گذشته بيان شد عبارت « كلّ ما شككت فيه » اطلاق دارد ؛ هم شكّ در اتيان جزء و هم شكّ در كلّ مركّب را مىگيرد . امّا از آنجا كه در ادامهى روايت آمده است : « بعد ما تفرغ من صلاتك » ، معلوم مىشود كه مراد از شكّ ، شكّ در كلّ مركّب بعد از فراغ عمل است . لذا ، حضرت عليه السلام مىفرمايد : اگر پس از تمام شدن نماز در صحّت آن شكّ شود ، به شكّ نبايد اعتنا كرد . و نماز صحيح است . امام خمينى رحمه الله معتقدند كه اين روايت ، يكى از مصاديق قاعده تجاوز است و بر آن دلالت دارد كه اگر بعد از گذشتن از عمل ، در عملى كه انجام داده است شكّ كند ، اعمّ از اين كه شكّ در اجزاء باشد يا شرائط ، و اعمّ از اين كه شكّ در وجود باشد يا صحّت ، نبايد به آن شكّ اعتنا كند . ايشان تصريح فرمودند : بر طبق اين روايت ، تجاوز از مجموع عمل ، ملاك است . البته به نظر مىرسد چنين برداشتى بر خلاف ظاهر روايت است ؛ و تعبير « بعد ما تفرغ من صلاتك » ظهور روشنى در قاعده فراغ دارد . 3 - « كلّ ما شككت فيه ممّا قد مضى ، فامضه كما هو » « 3 » .
--> ( 1 ) . محمّد بن حسن حرّ عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 246 . ( 2 ) . همان ، ج 8 ، ص 246 . ( 3 ) . همان ، ج 13 ، ص 358 .